آیا می دانید جزیره ستوان یکم نورالله کثیری کجاست؟

بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سپتامبر سال ۱۹۴۵ میلادی( شهریور ۱۳۲۴ شمسی ) و ترک ارتش سرخ شوروی از خاک ایران تا ده سال بعد کم و بیش در مرزهای ایران و شوروی بین مرزبانان دو کشور در گیری رخ میداد تا سرانجام دو دولت در گیر در سال ۱۳۳۲ شمسی تصمیم میگیرند تا با تشکیل کمیسیونی مشترک با تعیین مجدد مرزهای بین المللی دو کشور، به این درگیریها پایان دهند.

مهدنیوز: بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سپتامبر سال ۱۹۴۵ میلادی( شهریور ۱۳۲۴ شمسی ) و ترک ارتش سرخ شوروی از خاک ایران تا ده سال بعد کم و بیش در مرزهای ایران و شوروی بین مرزبانان دو کشور در گیری رخ میداد تا سرانجام دو دولت در گیر در سال ۱۳۳۲ شمسی تصمیم میگیرند تا با تشکیل کمیسیونی مشترک با تعیین مجدد مرزهای بین المللی دو کشور، به این درگیریها پایان دهند.

در همین راستا در ۶ مهر سال ۱۳۳۴ شمسی، هیئتی عالیرتبه از اتحاد جماهیر شوروی برای تعیین حدود مرزی با ایران و تقسیم رودخانه ارس در شهر جلفا حاضر میشوند، در بررسیهای به عمل آمده توسط هیئت مشترک مشخص میشود رودخانه ارس در طی مسیر خود از غرب به شرق در برخی از مناطق دو شعبه میشود و در نتیجه جزایر کوچکی در این مسیر به وجود آمده است که در حدود ۸۰۰ جزیره غیر مسکونی میباشد(به زبان محلی” شام “) و مقرر میشود هر شعبه ای از رود که عمق بیشتری دارد نقطه صفر مرزی محسوب شده و جزیره و شعبه فرعی رود به کشور مقابل برسد.

در ادامه کار و در ۵ کیلومتری شهر جلفا، کار هیئت مشترک در مورد تعیین مرز به اختلاف کشیده میشود و جزیره شماره ۱۳۰ باعث این اختلاف میشود، هیئت کارشناسان شوروی بر این اعتقاد بودند که قسمت عمیق رود ارس نزدیک خاک ایران است و بنا بر توافق مرز اینجا بوده و جزیره ۱۳۰ داخل خاکی شوروی افتاده و به آنان تعلق دارد و کارشناسان ایرانی که عمدتا از نظامیان ایرانی بودند معتقد بودند بخش عمیق رود به سمت خاک شوروی است و جزیره ۱۳۰ به ایران تعلق دارد و کار این اختلاف حتی به نزاع لفظی هم کشیده میشود که با به رخ کشیده شدن شکستهای ایرانیان در جنگ با روسها و عقد قرارداد ترکمانچای خون سربازان ایرانی به جوش آورده میشود.

سپهبد “امان الله جهانبانی” رئیس هیئت ایرانی در کتاب خود به نام “مرزهای ایران و شوروی” چنین مینویسد:

“در میان این درگیریها ستوانیکم نورالله کثیری، افسر تبریزی نقشه بردار لشگر تبریز که تاب گفتارهای افسران شوروی را نداشت و با اینکه میدانست آب در سمت ایران عمیق است، سوار اسب شده و برای برافراشتن پرچم ایران در جزیره ۱۳۰ شجاعانه به آبهای عمیق و خروشان ارس میزند ولی بعد از لحظاتی اسب و سوار در مبارزه با جریان عمیق و قوی آب ارس زیر امواج خروشان ناپدید میشوند.

در میان بهت و آشفتگی حاضرین از این عمل، سرباز قوی هیکلی به نام “صمد محمد اوغلو” برای نجات دوست و هم سنگرش به آبهای ارس میزند و ستوان کثیری را که پایش در رکاب اسب گیر کرده بود رها کرده و هر دو با شنا کردن خود را به جزیره ۱۳۰ میرسانند و پرچم ایران را که ستوان کثیری زیر لباس خود همراه برده بود در این جزیره بر پا میکنند”.

هیئت روسی که تحت تاثیر این عمل شجاعانه و از جان گذشتگی این دو قرار گرفته بودند موافقت میکند مالکیت جزیره به ایران برسد، دولت و ارتش ایران به پاس این فداکاری جزیره ۱۳۰ را به نام ستوان کثیری تغییر میدهند و سالها نام این افسر ایرانی در بین اهالی منطقه به وطنپرستی مشهور میشود ولی متاسفانه با گذشت زمان این داستان و این نام کم کم به دست فراموشی سپرده میشود و بطوریکه در حال حاضر حتی جوانان محلی منطقه هم علت نامگذاری این جزیره را نمیدانند و اکثر مردم ایران هم از این ماجرا و فداکاری بی اطلاع هستند که یک افسر با شرف ایرانی بلا درنگ برای نگه داشتن پاره ای از خاک وطن در سرما به آبها خروشان میزند و حاضر میشود جانش را فدا کند.

***بویوک راعی / تاریخ پژوه

 

منبع: کتاب “مرزهای ایران و شوروی” نوشته تیمسار سپهبد امان‌اله جهانبانی (۱۳۳۶)

ارسال نظر