وصله ناجور در فیلم رد خون

با ناجورترین وصله در ماجرای نیمروز رد خون آشنا شوید. نامش افشین بود.

مهدنیوز – سرویس فرهنگ و هنر: با ناجورترین وصله در ماجرای نیمروز رد خون آشنا شوید. نامش افشین بود. از آدم هایی که معروف است”دزد دستِش نمیدن” اما فیلمنامه او را در موقعیتِ قهرمان و دقیقا یکی دو صندلی مانده به میز روسای اطلاعات نشاند و وظیفه حساسِ شنود را به این مجسمه بی کفایتی سپرد.
دست بر قضا همسرش که خیلی خیلی اتفاقی خواهرِ کمال، ضارب موسی خیابانی است، در اسارتِ بعث بود و بدون کمترین توجهی به آرمان های برادر و همسرِ حزب الهی اش، سرش را پایین انداخت و به عضویت  سازمان مجاهدین خلق ایران در آمد.
به همین سادگی، فیلمی که رسالت داشت وفادارانه راوی بخشی از تاریخ ایران باشد، وارد خرده داستانی باورناپذیر در  ژانر خانوادگی تخیلی می شود.
این بخش از تاریخ و مجاهدین خلق از مفاهیم مفقوده در سینما و تلوزیون ایران است.  محمد حسین مهدویان که در  ماجرای نیمروز نشان داده بود به دنبال روایتی متفاوتتر ازقصه های تحریف شده داخلی است. در دومین قسمت ازفیلمش به همان تصویری بازگشته که به شدت مورد علاقه حاکمیت است. او در رد خون دشمنی ضعیف را به تصویر می کشد.
مجاهدین در  ماجرای نیمروز۲ اگر مردانی  خشمگین و خونریز نباشند، زنانی ساده، فریب خورده و پشیمان هستند که گویی بی هیچ مقدمه ای از همسر و فرزند جدا افتاده و در مجادله بین عقل و احساس، خودراتفنگ به دست در برزخ چهارزبر رها شده می یابند.
زنان مجاهد به صورتی روی پرده دیده می شوند که کاری از دستشان برنمی آید. هیچ سابقه سیاسی ندارند واگر عقیده ای داشتند در میانه میدان متزلزل شده است.
وزن بازی ها بر دوش جواد عزتی و  هادی حجازی فر است. اما  کمال به شخصیتی کمیک تنزل کرده که درحساسترین شرایط حماقت و شوخ طبعی راباهم دارد.
همانقدرکه شخصیتها در ماجرای نیمروز باورپذیر بودند، درفیلمنامه رد خون جعلی و خامند.
نمی توان حدس زد کارگردان در دقایق پایانی با افزودن ترور مسعود به سردرگمی های تماشاگرش، چه هدفی را دنبال می کرد. اما در پایان فیلم، مخاطبِ گنگ ماند و چندین گره تازه بر ماجرای فروغ و مرصاد.
اما اثر از نظر فنی جای نقد ندارد. اگر از گافِ کِشنده های ماموت در ابتدای فیلم بگذریم طراحی صحنه و فیلمبرداری این کار هم مثل فیلم های قبلی مهدویان قابل تقدیر است.
ناگفته نماند که این کارگردان در سال های گذشته سلیقه تماشاگرانش را بالا برده بود و کارهای او مخاطب سیاسی خاصی پیدا کرده، مخاطبی که منتظر تماشای اثری با فیلمنامه ای اینچنین پر نقص نبود.

 

*** فائزه صدر – روزنامه نگار

ارسال نظر