یادداشتی بر فیلم کؤمور: از زغال تا طلا تا زغال

یادداشت وحید ملک، نویسنده و شاعر آذربایجانی در مورد فیلم سینمایی “کومور”

مهدنیوز – سرویس فرهنگ و هنر: فیلم جناب آقای اسماعیل منصف که این روزها در پرده نقره ای پردیس سینمای مجتمع ستاره باران تبریز در حال اکران است را از جهات مختلف می تواند مورد برسی قرار گیرد. در این مجال یادداشتی کوتاه نسبت به جنبه های روایی فیلم ارائه می‌گردد. در بدو گفتار اعتراف می‌کنم فیلم فراتر از انتظار شخص بنده ظاهر شده و حتی در برخی از پیچ‌های داستانی موجبات شگفتی حقیر را فراهم آورد . فیلم کومور، فیلمی پر محتوا و دارای جهان‌بینی خاصی است که بدون گرفتار آمدن بر شعار زدگی، ذهنیت نویسنده و کارگردان فیلم را در قالب روایتی رئالیستی به مخاطب ارائه می‌نماید. دقت وافر کارگردان محترم فیلم که فیلمنامه آن نیز به قلم ایشان به رشته تقریر در آمده است، در چینش روایت و گره افکنی های دقیق و منسجم که تحول شخصی‌های فیلم در لابه لای آن به وقوع پیوسته و سیری منطقی و پذیرا به خود گرفته، شایان تقدیر می‌باشد. باید اشاره نمایم که به زعم حقیر فیلم نامه این فیلم می تواند نمونه ای موفقی در بین فیلم‌نامه‌های ترکی محسوب شود و علاوه بر آن پیشنهاد می‌نمایم با چاپ فیلمنامه این فیلم تجربیات ارزشمند نویسنده به فیلمسازان یا فیلمنامه نویسان جوان منتقل گردد. شخصیت پردازی مناسب که حتی در نامگذاری کاراکترها نیز رسوخ کرده، بزرگترین یاری را در شکل گیری روایت ایفا نموده است. حتی ائلمان‌های انتخاب شده نیز چنان با شخصیت های داستان عجین گشته‌اند که نمود بارز تقابل طبقات اجتماعی موجود در فیلم را به شکل بالنده‌ای به نمایش در آورده است. طلا و زغال که در واقع ممر درآمد دو خانواده اصلی فیلم می باشند. به همان فاصله‌ی ارزشی مادی، تیره روزی و سعادت روبنایی آنها را عیان می‌نماید و حرکت و تقابل کراکترهای روایت را به سان جویندگان طلای فیلم‌های وسترن آمریکایی در دام خود افکنده وتب طلا را به نسبت‌های مختلف و حتی گاها به صورت ناخواسته در آنها بیدار می‌کند و همین تب محرک وقوع اتفاقات درخور اعتنا داستانی شده و بسترهای لازم تحولات شخصیتی را فراهم می‌آورد. اما این بار هفت تیر کشان قهرمان‌های فیلم های وسترن با حرکت های اکشن ما را مجذوب خود نمی‌نماید. بلکه کشمکش‌ها و تضادهای درونی شخصیت ها چنان آشفتگی را در شخصیت‌ها و به تبع آن در مخاطب ایجاد می‌نماید که کلیه برساخت های قانونی موجود و حامی سرمایه را زیر سوال می‌برد و فیلم بدون قهرمان پروری بر مبنای سو گیری رئالیستی خود و بدون اغراق اسلحه موجود در صحنه را بدون استعمال رها نکرده و به قلب نا عدالتی و مجرم اصلی شلیک می‌کند (۱) که عدالتی بدون سایه قانون و منحصر به فرد شخصیت داستان را برای مخاطب به نمایش در می آورد و در پایان بندی فیلم نیز دور ایجاد شده مخاطب را به شلیک دوباره اسلحه عدالت فرا قانونی دعوت می‌کند.

۱- اشاره به جمله چخوف” اگر اسلحه‌ای در صحنه باشد باید تا آخر نمایش از آن شلیک گردد”

۲_ در مطلب حاضر با توجه به در حال اکران بودن فیلم جهت اسپویل نشدن فیلم از تعابیر استعاری استفاده گردیده و تا حد ممکن از ورود به جزئیات روایی فیلم پرهیز شده است.

 

*** وحید ملک / نویسنده و شاعر

ارسال نظر